دکتر حکمت نیا:
ابتدا باید دستگاه حل مساله مشخص شود. در حوزه مباحث تقابلی و جنگها، مدلی را یکی از افسران نیروی هوایی آمریکا طراحی کرده که برای مخاصمات است اما به مرور زمان در دیگر حوزهها نیز تسری پیدا کرده است. مطابق این طرح چهار مرحله همزمان به طور پویا و نه ایستا میبایست مورد توجه قرار گیرد. مراحل چهارگانه به ترتیب عبارتند از: رصد کردن، جهت دادن به تحلیل بعد از مشاهده، تصمیم و اقدام.
در مساله حاضر نیز طرح فوق قابل پیادهسازی است.
در مرحله اول سوال این است که تنگه چیست؟ اولین استراتژی ما این است که تنگه تبدیل به رودخانه اروند و کارون نشود و همچنان رفت و آمد ایمن از آن صورت بگیرد. تنگه خلیج را به دریای آزاد متصل میکند و نه دریای آزاد را به دریای آزاد. در چنین فرضی باید ۵ کشور دیگر خلیج را نیز در محاسبات دخیل ساخت. کشورهایی که میتوانند راههای جایگزین تنگه را مهیا کنند باید مورد توجه قرار گیرند. خلاصه آنکه تنگه باید تنگه بماند و رفت و آمد از آن صورت گیرد.
مساله دیگر این است که رصد شود کشورها ذینفع هستند یا ذیربط. کشورهای عربی خلیج فارس ذینفع هستند اما کشوری مثل روسیه ذیربط است. روسیه به جهت حفظ منافع خودش ممکن است قطعنامههایی صادر کند که در ظاهر به نفع ماست اما در واقع منافع خودش را درنظر گرفته است.
در مقام بیان مرحله دوم باید گفت که به طور کلی ایران مساله تنگه را باید از مقوله فرصت درنظر بگیرد و نه از مقوله قدرت. مساله تنگه مانند مساله هستهای نیست که اگر به دست آمد از مقوله قدرت است و باید به هر نحوی از آن محافظت کرد، بلکه از مقوله فرصت است که اگر خوب از آن استفاده نشود از دست میرود.
مرحله سوم نیز آن است که به این سوال پاسخ داده شود این مساله را میخواهیم از طریق سازوکار حقوقی حل کنیم یا از طریق مدیریت هوشمند؟
ظاهرا آنچه که در تصویب قانون مورد توجه است اعمال مدیریت هوشمند بر تنگه هرمز از طرف ایران است. این راهحل کم هزینهترین راه حل میان سازوکارهای موجود است.
همچنین باید توجه داشت که بسیاری معتقدند اساسا جنس نزاع میان ما و آمریکا در این مساله رگههایی از مسائل سیاسی دارد چرا که آمریکا خود را ابرقدرت مطلق جهان میداند و به راحتی راضی نمیشود که کشوری در این منطقه از جهان اراده خود را پیاده کند و از آن طرف هم ایران ظاهرا به دنبال پیشبرد اهداف خود از طریق سیادت است و نه حاکمیت بنابراین باید انتخاب کرد که تمایل داریم از چه طریقی این مساله را با آمریکا حل کنیم. اگر از باب سیادت وارد شویم بله منافع درازمدت بسیار زیادی خواهد داشت اما هزینههای زیادی نیز خواهد داشت و ابتدا باید این هزینهها را پرداخت و سختیها را به جان خرید.
سازوکار حقوقی که وجاهت جهانی دارد نیز ممکن است اما نیازمند یارگیری بینالمللی، همکاری بینالمللی، گفتگوهای بینالمللی و بسیار لوازم دیگری است که ممکن است زمانبر باشد.
در جمعبندی میتوان گفت که ۳ سازوکار برای حل مساله تنگه وجود دارد: ۱- مدیریت هوشمند ۲- اعمال حاکمیت حقوقی ۳- اعمال سیادت سیاسی
یکی از این راهها باید انتخاب شود و با دقت هم انتخاب شود چراکه ماهیت و هویت سیاسی یک ملت به این مساله گره خورده است.
نهایتا این نکته نیز باید مورد توجه قرار گیرد که ما باید حواسمان باشد در تله هوشمند دشمن گرفتار نشویم. دشمن سعی میکند از طرق گوناگون فضا را به گونهای برای ما زیبا و جذاب القاء کند که نهایتا ما در صدد زمینهسازی اجراء و پیادهکردن اهداف و مقاصد او برآییم.