ماهیت تنوع زیستی
تنوع زیستی (Biodiversity) به گوناگونی اشکال مختلف حیات بر روی زمین اشاره دارد. این مفهوم شامل سه سطح اصلی است: تنوع ژنتیکی، تنوع گونهای و تنوع زیستبوم (اکوسیستم). تنوع ژنتیکی به تفاوتهای موجود در ژنها و DNA گونهها مربوط میشود. تنوع گونهای به تعداد و فراوانی گونههای مختلف در یک منطقه اشاره دارد. تنوع زیستبوم به گوناگونی زیستگاهها و جوامع زیستی در یک ناحیه خاص مربوط میشود. بنابراین تنوع زیستی، شامل تمامی موجودات زنده از جمله گیاهان، جانوران، ریزجانداران (میکروارگانیسمها) و زیستبومهایی که این موجودات در آن زندگی میکنند، میشود. شایان ذکر است که این تنوع، نتیجه میلیاردها سال حیات و تداوم نسل جانداران است و به عنوان یک بیمه طبیعی برای حفظ تعادل اکولوژیکی عمل میکند. هر یک از این سطوح تنوع به نوبه خود بر روی سایر سطوح تأثیر میگذارد و باعث ایجاد تعادل و توازن در طبیعت و بهرهمندی همگانی میشود. (پیتر اچ ریون و همکاران، محیط زیست، ترجمه محمدرضا افضلی، ص 327) این گوناگونیِ نظاممند، نشاندهنده حکمت بالنده پروردگار در طراحی نظام هستی و تجلی تدبیر الهی در حفظ تعادل مخلوقات است.
اهمیت تنوع زیستی
تنوع زیستی از جهات متعددی برای بشر مهم است؛ از قبیل: کمک به تأمین منابع غذایی متنوع و پایدار، استخراج داروها از منابع متعدد حیوانی و گیاهی، کمک به پیشرفت برخی دانشها همچون پزشکی، کمک به چرخههای طبیعی مثل گردهافشانی و باروری گیاهان و تجزیه مواد آلی در طبیعت، پیشگیری از تغییرات اقلیمی با جذب کربن دی اکسید توسط گونههای مختلف و پر تعداد گیاهی و جانوری، کمک به پایداری زیستبومهای طبیعی و به تبع آن کاهش آسیبپذیری آنها در برابر تغییرات و نوسانات آب و هوایی. (همان)
حضرت نوح(ع)، مأمور حفظ گونههای زیستی
بدیهی است که قضایای مرتبط با حضرت نوح(ع)، در بر دارنده درسها و معارف زیادی برای بشر است؛ اما نوشتار حاضر در صدد تمرکز بر مسئله تنوع زیستی در کنشهای این نبی الهی است و لذا به سایر تعالیم آن حضرت نمیپردازد. حضرت نوح عليهالسلام قبل از رخداد عذاب به صورت بارندگی و سیل بزرگ و نابود کننده، برای نجات موجودات زنده، این فرمان را دریافت کرد که از هر حیوانی، یک جفت (نر و ماده) به کشتی بیاورد. این فرمان در جهت حفظ تنوع زیستی و بقای نسل بوده است. در آیه 40 از سوره هود آمده است: «حَتی إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ» یعنی [رویاروییِ نوح(ع) و قومش همچنان ادامه داشت] تا هنگامی که فرمان ما فرا رسید و تنور (از آب) فوران کرد، گفتیم: از هر نوع حیوانی یک زوج (یک نر و یک ماده) و نیز خاندانت و آنان را که ایمان آوردهاند، در کشتی سوار کن مگر کسی که پیشتر فرمان غرق شدن را بر ضد او لازم کردهایم؛ و جز اندکی همراه او ایمان نیاوردند. این فرمان الهی، نه تنها یک دستور برای نجات، بلکه یک الگوی مدیریت بحران بر پایه حفظ اصل تنوع زیستی است.
انتقال گیاهان به کشتی نوح(ع)
طبق برخى روايات، حضرت نوح(ع)، علاوه بر حيوانات، درختان را نيز با خود به كشتى برده است. (روح المعانی، آلوسی، ج 6، ص 251) اين مطلب با توجّه به اينكه زوجيّت و نر و ماده بودن مخصوص حيوانات نيست، با تعبیر قرآنی «مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ» سازگار است؛ يعنى حضرت نوح(ع) مأمور شد تا از هر موجودى يك جفت به کشتی ببرد؛ اعم از اینکه آن موجود، حیوان باشد یا گیاه باشد. به هر حال از این آیه استفاده میشود که اولاً نسل حيوانات بايد حفظ شود؛ و ثانیا تا جایی که امکانپذیر باشد، تنوع و تکثر انواع و گونههای گیاهی نیز باید محافظت گردد. انتقال گیاهان، صرفاً انتقال چند موجود نیست، بلکه انتقال «زیرساخت حیات» است؛ چرا که گیاهان، ریشه حیات و منشأ حیات حیواناتند (المیزان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 96) و بدون گیاهان، کل زنجیره غذایی و چرخه زیستبوم (اکوسیستم) از بین میرود.
انتقال پستانداران به کشتی نوح(ع)
در تفسیر نور الثقلین (ج 2، ص 358) از وجود پستاندارانی همچون موش، گربه، خوک، فیل، میمون و سگ در کشتی نوح(ع)، سخن به میان آمده است.
انتقال پرندگان اهلی و وحشی به کشتی نوح(ع)
مرحوم کلینی در کتاب الکافی (ج 8، ص 284) حدیثی را نقل کرده که نشان میدهد حضرت نوح(ع)، از همه پرندگانی [که در آن منطقه بودند] اعم از پرندگان وحشی و پرندگان اهلی، یک جفت را سوار کشتی کرد. ترجمه آن حدیث به این شرح است: «امام صادق علیه السلام فرمود: نوح(ع) در کشتی، هشت نوع جفت را حمل کرد که خداوند فرموده است: دو جفت از گوسفند، دو جفت از بز، دو جفت از شتر و دو جفت از گاو. از گوسفندها، یک جفت اهلی و یک جفت وحشی که صید آنها برای مردم حلال بود. از بزها، یک جفت اهلی و یک جفت وحشی که در بیابانها زندگی میکردند. از شترها، دو نوع بودند: شترهای بختی و عربی. و از گاوها، یک جفت اهلی و یک جفت وحشی. همچنین هر نوع پرنده پاک، چه وحشی و چه خانگی؛ سپس زمین غرق در آب شد.»
انتقال حشرات به کشتی نوح(ع)
در تفسیر نور الثقلین (ج 2، ص 356) به نقل از تفسیر علی بن ابراهیم قمی آمده است که حضرت نوح(ع)، از تمام انواع حیوانات، یک جفت را سوار بر کشتی کرد. (فَلَمَّا فَرَغَ نُوحٌ مِنِ اتِّخَاذِ السَّفِينَةِ أَمَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يُنَادِيَ بِالسُّرْيَانِيَّةِ: لَا يَبْقَى بَهِيمَةٌ وَ لَا حَيَوَانٌ إِلَّا حَضَرَ، فَأَدْخَلَ مِنْ كُلِّ جِنْسٍ مِنْ أَجْنَاسِ الْحَيَوَانِ زَوْجَيْنِ السَّفِينَة.) واژه «بهیمة» به معنای چهارپایانی همچون گوسفند است، اما تعبیر «حیوان» در این حدیث شامل حشرات نیز میشود؛ چنانکه ابن منظور در لسان العرب (ج 14، ص 214) بر این مطلب صحه میگذارد و میگوید: «الحیوانُ اسمٌ یَقعُ علی کلّ شیءٍ حیٍّ». در تفسیری دیگر، نام دو نوع حشره به صراحت بیان شده و آمده است که مورچه، الاغ، مار و عقرب نیز داخل کشتی شدند. (تفسیر اثنی عشری، شاه عبدالعظیمی، ج 6، ص 68 و 69.)
این شمولیت (گیاهان، پستانداران، پرندگان، خزندگان، حشرات) در مأموریت حضرت نوح(ع) نشان میدهد که در نگاه وحیانی، حق حیات امری فراتر از منفعت انسانی است و هر موجودی، صرفنظر از جایگاه آن در سلسلهمراتب اقتصادی بشر، از حق بقا برخوردار است.
طبقاتی ساختن کشتی، تدبیری در حفظ حقوق حیوانات
در یکی از تفاسیر (آلوسی، روح المعانی، ج 6، ص 251) ضمن یک حدیث آمده است که حضرت نوح(ع) سه طبقه برای کشتی ایجاد کرده بود. یک طبقه مخصوص حیوانات وحشی و درندگان و حشرات بود؛ طبقه دیگر مختص چهارپایان و دامها بود و طبقهای دیگر، ویژه خودش و همراهان و خوراک و وسایل بود. پس اوّلاً، دو طبقه از سه طبقه کشتی، به هدف حفاظت از حق حیات حیوانات ساخته شده بود. ثانیاً، ترس و معذب بودن برخی از حیوانات از حضور وحوش و درندگان، یکی از حکمتهای جداسازی حیوانات در دو طبقه مختلف از کشتی نوح(ع) است؛ چرا که تفکیک هوشمندانه محل نگهداری حیوانات، به کاهش استرس و حفظ سلامت روان آنها کمک میکند. از این رو، این جداسازی برای مراعات مقتضیات طبیعی گونهها و رعایت حقوق آنها و حفظ سلامتشان است.
همراستاییِ احکام فقه و حقوق اسلامی با حفظ تنوع زیستی
آموزههای اسلامی و فقهی حقوقی بسیاری، همراستا با حفظ تنوع زیستی است؛ برخی از آنها عبارتند از:
1. ممنوعیت شرعی شکار لهوی در اسلام (صافی گلپایگانی، اسفتائات محیط زیست، ص ۶۹)
2. حرمت اسرافِ منجر به ضرر در بهرهبرداری از گونههای حیوانی و گیاهی (بهجت، استفتائات، ج 4، ص 564)
3. إفساد شمرده شدن اقدام به إهلاک حیوان یا انقراض نسل آن (طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 96)
4. حرام شمرده شدن گوشت بسیاری از پرندگان و حیات وحش (ر.ک: شهید ثانی، الروضة البهیة، کتاب الأطعمة و الأشربة)
5. غیر خوراکی شمرده شدن حشرات در اسلام؛ غیر از ملخ (امام خمینی، توضیح المسائل المحشی، ج 2، ص 603)
6. حرمت شکار در حال اِحرام و حرمت شکار در منطقهای از مکه که حرم محسوب میشود. (سیستانی، مناسک حج، مسئله 296)
مطالعه این احکام نشان میدهد که باید و نبایدهای شریعت اسلام، متناسب و هماهنگ با واقعیات طبیعت است؛ با این توضیح که گرچه فلسفه و حکمت بسیاری از احکام، برای ما روشن نیست، اما به طور کلی این قابل درک است که از آثار پایبندی به احکام شریعت، حفظ توازن و تنوع زیستی و ممانعت از تخریب نظام طبیعت است. سازگاری میان طبیعت و شریعت، برخاسته از این حقیقت است که خالق طبیعت و واضع شریعت، خدای واحد حکیم است.
نوع تأثیرگذاری کنشگری حضرت نوح(ع) بر فتاوا، قوانین و مقررات محیط زیستی
آنچه بیان شد، به معنای امکان استناد مستقیم فتاوا، قوانین و مقررات به فعالیتهای محیط زیستی حضرت نوح(ع) نیست؛ بلکه به معنای تأثیر گذاری ابعاد تلاشهای این نبی الهی، بر پیشفرضهای معرفتی فقها، حقوقدانان و واضعان قوانین و مقررات است. وظیفه حرفهای فقیه و حقوقدان است که قبل از ابراز گزاره فقهی و حقوقی، تمامی اسناد و آنچه فزاینده معرفت او به موضوع و حکم است را لحاظ کند. کنشگری حضرت نوح(ع) در حوزه محیط زیست و به طور خاص در حیطه تنوع زیستی، از همین باب برای فقیه و حقوقدان مهم تلقی میشود. التفات به تلاشهای آن حضرت که مورد تصریح و اشاره آیات و روایات است، قسمتی از پارادایم معرفتی و الگوی استدلالی محققِ فقه و حقوق را تشکیل میدهد و او را در دستیابی به نظریهای جامعتر و نزدیکتر به واقع کمک میکند. بیتردید، احکامی که با لحاظ چنین نظریهای صادر میشوند، از آن رنگ میگیرند.
بیان یک مثال در اینجا شایسته است. با توجه به حضور همیشگی مسلمانان از نقاط مختلف کره زمین در مکه برای انجام حج واجب و حج مستحبی و مناسک مرتبط با آنها، حرمت هر نوع شکار و صید و آسیب به گیاهان در آن منطقه (با ضوابط و احکامی که فقها بیان نمودهاند) یک تدبیر الهی و حکیمانه محیط زیستی در راستای حفظ محیط زیست و صیانت از گیاهان و حیوانات آن منطقه است. (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 5، ص 87) میدانیم که مکه از منظر فقهی، خاص و دارای حرمت است. از ترکیب این جایگاه فقهی مکه با نگاه حقوقی به محیطزیست آن، میتوان مکه را یک منطقه حفاظت شده استراتژیک شمرد که یکی از مأموریتهای حاضران و زائران آن، صیانت از گونهها در مواجهه با تراکم جمعیتی است. حال، توجه فقیه و حقوقدان به چنین تدبیر حکیمانه در حج، او را به این نظریه رهنمون میشود که اساسا حفاظت از گونههای حیوانی و گیاهی، در مناطق پر جمعیت، مسیرهای پر تردد، اماکن پر بازدید و عرصههای عمومی گردشگری، اهمیتی مضاعف مییابد. این نظریه، سبب شکلگیری این انگاره میشود که پیشگیری از تجاوز به حق حیات موجودات زنده در چنین مناطقی باید با احکام و مقررات سختگیرانهتری نسبت به اماکن دیگر همراه باشد؛ لذا احکام مرتبط با این مناطق، متأثر از چنین انگارهای صادر میشوند. نظیر چنین نگاهی به مکه و احکام آن، درباره داستان حضرت نوح(ع) نیز امکانپذیر است.
کارکرد فرهنگسازانه داستان حضرت نوح(ع)
در پایان خاطر نشان میشود که تأثیرپذیری از داستان حضرت نوح(ع)، منحصر به اهالی تفسیر، فقه، حقوق و فعالان محیط زیست نیست؛ بلکه اطلاع یافتن عموم شهروندان از این نوع فعالیتهای آن حضرت، بر اصلاح ذهنیت و تکمیل معرفت آنها مؤثر است و از این رهگذر، بر بروز رفتار و کنش مسئولانه نسبت به حفظ تنوع زیستی تأثیر میگذارد؛ به گونهای که حفاظت از محیط زیست از یک الزام قانونی بیرونی به یک میزان اخلاقی و باور درونی تبدیل میشود. اساسا کارکرد داستانگونه قضایای مرتبط با آن حضرت، اقتضای تأثیرگذاری همگانی دارد و دارای ظرفیت فرهنگسازی عمومی برای رفتار سازی اجتماعی است.
سلمان بهجتی اردکانی، مسئول کارگروه فقه و حقوق محیط زیست در مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)